<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جستارهای باستان شناسی ایران پیش از اسلام</title>
    <link>https://iaej.sku.ac.ir/</link>
    <description>جستارهای باستان شناسی ایران پیش از اسلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 20 Feb 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 20 Feb 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی تحولات ریخت‌شناسی و فناوری دست‌افزارهای سنگی در اواخر دوره پلیئستوسن جدید، مطالعۀ موردی: محوطۀ میرک</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11594.html</link>
      <description>محوطه پارینه سنگی میرک در حاشیۀ شمالی کویر مرکزی ایران، شواهد قابل توجهی از سکونتگاه‌های انسانی در اواخر دوره پلیئستوسن، را ارائه می دهد. در مقالۀ حاضر، استقرارهای پارینه‌سنگی و دست‌افزارهای سنگی تپۀ شمارۀ 8 میرک با استفاده از چهارچوب لایه‌نگاری، گاهنگاری و رسوب‌شناسی بررسی و مورد تجزیه ‌و‌تحلیل قرار گرفته است.نتایج تحقیقات گذشته نشان می‌دهند که در این محوطه شامل سه دورۀ سکونت متمایز وجود دارد. دورۀ نخست، پارینه سنگی جدید شناخته شده و با استفاده از تکنیک پرتوتابی به روش تحریک نوری (OSL)، به دوره‌ای با قدمتی بین 28.000 تا 21.000 سال تاریخ گذاری شده است. دورۀ دوم شامل لایۀ میانی است که در بازۀ زمانی 33.000 تا 26.000 سال قرار دارد و ویژگی‌های ترکیبی از پارینه سنگی میانی و جدید را نشان می‌دهد. دورۀ سوم، لایۀ انتهایی است که به عنوان پارینه سنگی میانی شناخته شده و قدمتی در حدود 55.000 تا 43.000 سال دارد. این بررسی، نیاز به بررسی دقیق تر گذار از پارینه میانی به پارینه جدید درحاشیه شمالی کویر مرکزی را از جنبه‌های صنایع انتقالی نشان می‌دهد. مطالعات تغییرات گونه‌شناسی دست‌ساخته‌های سنگی، تحلیل‌های متریک و آماری نشان می‌دهد که تفاوت معناداری در ترکیب گونه‌شناسی بین دست‌افزارهای سنگی لایۀ دوم و سوم میرک وجود ندارد. این ثبات ممکن است به دلیل وجود جمعیت‌های بزرگ و انتقال اطلاعات فناورانه در منطقۀ شمال دشت کویر مرکزی، باعث ثبات روش‌های کاهش سنگ مادر و در نتیجه ثبات گونه‌فن‌شناسی یا روش‌های کاهش یکسان در مواد خام سنگی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آنالیز پراش پرتو ایکسXRD و میکروسکوپ الکترونی روبشیEDX قطعات مسی حاصل کاوش‌های باستان-شناسی تپه قشلاق در عصر مس و سنگ</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11591.html</link>
      <description>تپه قشلاق از تپه‌های ارزشمند منطقه بیجار و کریدوری است که سه حوضه فرهنگی شمال غرب، زاگرس مرکزی و فلات مرکزی ایران را به هم متصل می‌کند. نتایج کاوش‌های باستان‌شناسی منجر به کشف محوطه‌ای از عصر مس و سنگ گردید. از میان انباشت مس و سنگ جدید قشلاق، شواهد فلزگری، بصورت چند قطعه شی مسی بدست آمد که به منظور شناسایی عناصر و ترکیبات آنها مورد آزمایش XRD و EDX قرار گرفت. در این آنالیز از محصولات خوردگی موجود بر روی سطح قطعات فلزی، نمونه‌هایی برداشت شد و توسط دستگاه پراش سنج اشعه ایکس مرکز خدمات آزمایشگاهی دانشگاه شریف و با روش Ray Fluorescence X- برای شناسایی و تعیین کمی عناصر و ترکیب شیمیایی کلی نمونه‌ها استفاده شده است. در این راستا نمونه‌های فلزی قشلاق مورد تجزیه و تحلیل عنصری قرار گرفتند. آنالیز فلزات در چهار نمونه انجام شد. هدف این مقاله بررسی قطعات مسی برای شناخت تفاوت‌های ساختاری به روش‌های XRD ، EDX و ارائه نتایج مطالعات آزمایشگاهی است. تولید اشیای فوق با استفاده از روش قالب‌گیری انجام شده است.. نتایج حاصل از آنالیز قطعات حاکی از کاربرد فلز پایه مس با درصد بالا می‌باشند. همچنین عناصر کوپریت (اکسید مس)، سرب و آتاکامیت، پاراتاکامیت (تری هیدروکسی کلرید‌های مس (Cu2(OH)3Cl) ،آرسنیک، نیکل و نانتوکیت فاز اصلی تشکیل دهنده این فلزات بوده، هر چند که شرایط محیطی باعث آسیب دیدگی قطعات مسی شده است. حضور نقره به صورت فازی کاملا جدا در نمونه همراه با گوگرد احتمالا ناخالصی‌هایی از سنگ معدن است که حین استخراج وارد نمونه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه‌ی تطبیقی و سیر تحول معماری در بناهای مهم پیش از تاریخ ایران (شواهدی از تپه حسنلو ، سیلک ، گودین تپه ،یانیق تپه ، تپه زاغه و شهر سوخته )</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11592.html</link>
      <description>کشور ایران یکی از قدیمی ترین تمدن های بشری است و معماری آن از مهم‌ترین شاخص های اقوام ایرانی است که خلاءهای پژوهش؛ در بررسی معماری پیش از تاریخ آن زیاد است که شاید دلیل آن پراکندگی معماری‌ها در مناطق مختلف ایران و همچنین نبود اطلاعات کافی از کاوش‌های صورت گرفته است. هدف نگارندگان انتخاب مهمترین محوطه‌ های باستانی پیش از تاریخ که مورد کاوش قرار گرفتند و تحلیل معماری‌ آن‌ها است که ضمن مقایسه‌ی تطبیقی معماری‌ها، اطلاعات مفیدی از نحوه‌ی سکونت ؛ شیوه ساخت و مصالح بکار رفته در معماری ارائه میگردد. سؤال تحقیق این است که تمدن‌های کهن در نقاط مختلف ایران چه ملاحظات و مداخلاتی را در معماری خود لحاظ نموده‌اند و چه تفاوت‌ها و وجوه مشترکی میان آنها وجود دارد؟ در همین راستا این نگارش در دو بخش کلیات و تحلیل و مقایسه‌ی داده‌های معماری محوطه‌ها تدوین شده است. که با تکیه بر گزارش های حفاری ‌و مطالعات کتابخانه‌ای با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی با استفاده از راهبرد استقرایی و به صورت کیفی این مطالعه را صورت داده اند و در انتها نتایج تحقیق نشان داد که به لحاظ طرح معماری، تپه حسنلو، گودین و یانیق از همه متفاوت ترند. به لحاظ ابعاد و اندازه واحدها، حسنلو به دلیل ستوندار بودن و پوشش دهانه وسیع، بزرگ‌تر از همه است. به لحاظ روش و جزییات ساخت شهر سوخته به دلیل متاخر بودن از همه پیشرفته‌تر است. تپه زاغه و سیلک نیز به دلیل قراگیری در دوران قبل از مفرغ به صورت ارگانیک‌تر و طبیع تر ساخته شده-اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی نقوش حیوانی سفالینه‌های عصر مفرغ دشت سیستان</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11588.html</link>
      <description>سیستان سرزمینیست وسیع، در جنوب شرق فلات ایران که دریاچه هامون و رودخانه هیرمند از مهم‌ترین عوامل شکل‌-گیری تمدن‌های باستانی در این منطقه محسوب می‌شوند. محوطه باستانی شهرسوخته با بیش از 150 هکتار مساحت یکی از بزرگ‌ترین استقرارهای عصر مفرغ ایران به شمار می‌آید که استقرار در این محوطه بین حدود 3200 تا 2000 ق.م تداوم و استمرار داشته است و دارای چهار دوره استقراری است که از دوره 1 آغاز ، در دوره 2 به اوج شهرنشینی رسیده و از دوره 3 افول آن آغاز و در نهایت در پایان دوره 4 متروک می‌شود. در طی دوران‌های 2 و 3 شهر سوخته، هنر به معنای رایج پیش‌ازتاریخی خود هویتی مستقل و منطقه‌ای می‌یابد. یکی از مظاهر فرهنگی و هنری این دوران سفالگری است که هم در فرم و هم در تزیین از جایگاه خاصی برخوردار است و دربردارنده بسیاری از عقاید و بینش انسان‌های آن دوران نسبت به جهان پیرامون است. تزیینات سفال‌های عصر مفرغ سیستان که به سفال‌های شهر سوخته نیز تعبیر می-شوند، از تنوع نقوش بسیار بالایی برخوردارند. نقوش سفال را در یک دسته‌بندی کلی می‌توان به نقوش هندسی، گیاهی، حیوانی و انسانی تقسیم نمود که در این پژوهش که بر اساس داده‌های حاصل از مطالعات اسنادی صورت گرفته است نگارندگان به روش توصیفی- تطبیقی به بررسی نقوش حیوانی سفال‌های عصر مفرغ سیستان می-پردازند. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ در بردرانده آن است که تنوع در نقش و پرداختن به مفاهیم خاص، از جمله ویژگی‌های این نوع نقوش محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ یافته‌های حاصل از گمانه‌زنی تعیین عرصه و حریم تپه بریس در شهرستان نمین، استان اردبیل</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11595.html</link>
      <description>شرق شمال‌غرب ایران (استان اردبیل) با وجود آثار ارزشمند در ادبیات باستان‌شناسی کمتر شناخته شده و گاه‌نگاری پیش از تاریخ و حتی دوران تاریخی آن بر اساس کاوش‌های حوضۀ دریاچه ارومیه شکل گرفته است. متأسفانه به دلیل نبود مطالعات و پژوهش‌های علمی و روشمند در مورد باستان‌شناسی نمین، اطلاعات چندانی از پیشینه و ادوار مختلف پیش از تاریخ و تاریخی منطقه در دست نیست. یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های شهرستان نمین در استان اردبیل، تپه بریس با 7 متر ضخامت نهشته‌های فرهنگی در مرکز روستای بریس است که با وجود آسیب‌های بسیار فراوان تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به صورت میدانی و کتابخانه‌ای است. از اهداف این پژوهش می‌توان به تعیین محدودۀ عرصه تپه، تلاش برای مشخص کردن فازهای سکونتی و مطالعۀ انواع یافته های فرهنگی آن اشاره کرد. بر اساس کاوش گمانه‌زنی در تپه بریس مشخص گردید که بیشتر فازهای سکونتی در محوطه متعلق به عصر مفرغ قدیم (کوراارس II) است. پس از آن، شواهدی از دوره‌های سکونتی عصر آهن III، دوران تاریخی (اشکانی- ساسانی) و اسلامی میانه (سلجوقی- ایلخانی) دیده می‌شود. بیشتر یافته‌های فرهنگی حاصل کاوش نیز شامل: قطعات سفال از دوره‌های یاد شده، دست ابزارهای سنگی از سنگ چرت به همراه دو قطعه سنگ مادر ابسیدین از عصر مفرغ قدیم، بقایای معماری و به ویژه تنور، شواهدی از توکن‌های سفالی و پیکرک‌های سنگی و سفالی انسان و حیوان (گاومیش) و یک قطعه دستبند مفرغی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی های تحلیلی فنی و آسیب شناسی قطعات سفالی کشف شده از کاوش های کورگان‌های جعفر آباد و طوعلی سفلی</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11590.html</link>
      <description>کورگان‌های جعفرآباد و طوعلی سفلی در خداآفرین استان آذربایجان‌ شرقی در بین سال‌های 1389 و 1392 کاوش شده است.کورگان یکی از شیوه‌های تدفین اقوام کوچرو مهاجر اورآسیا است که می تواند اطلاعات مهمی در زمینه گاه‌نگاری، قوم نگاری، را روشن نماید. مسئله اصلی این پژوهش فن ساخت و آسیب شناسی در سفال‌‌های این کورگان هاست. سئوالات این پژوهش عبارتند از 1- تکنیک ساخت این سفال ها چیست؟ 2- سفال‌‌ های مذکور دارای چه آسیب‌هایی است؟ بر این اساس 6 قطعه مطالعاتی از کورگان 13 انتخاب گردید. در این پژوهش ابتدا طبقه بندی و تشخیص گونه ها و سپس ردیابی دقیق تکنولوژی و شناسایی آسیب‌ها انجام شد. به این منظور از روش‌‌های میکروسکوپ الکترونی روبشی(SEM)، پراش پرتو ایکس برای شناسایی فاز‌ها، فلوئورسانس پرتوایکس(XRF) برای شناسایی ترکیب سفال‌ها، طیف سنج مادون قرمز(FTIR) آنالیز حرارتی افتراقی ((DTAاستفاده شد. بر اساس بررسی‌ها درصد ترکیب عناصر در همه نمونه‌ها بسیار به هم شبیه بوده و فقط در یک نمونه کلسیت بالاتری دیده شد که می‌تواند منشاء ثانویه داشته باشد. فاز‌های شاخص در بدنه‌ کوارتز، آلبیت، آنورتیت، ایلیت، دیوپسید و مقدار کمی هماتیت گزارش شد. تصاویر میکروسکوپی حضور ترک‌ها را نشان می‌دهد. پیک‌های FTIR فاز‌های شناسایی شده در XRD را تصدیق کرده و نشان همسانی مواد اولیه و شرایط پخت این بدنه‌های سفالی است. نمودار‌های DTA واکنش‌های گرماگیر در حدود 850 تا 900 سانتی‌گراد را نشان می‌دهند. عمده ‌آسیب‌های وارده بر این سفال‌ها شامل ترک‌ها و شوره‌های محیطی است که در اثر شرایط دفن به‌وجود آمده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی ‌قاپ‌بازی در هزاره اول ق.م بر اساس داده‌های باستان‌شناسی (مطالعه موردی: گورستان عصر آهن گوهر‌تپه بهشهر)</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11596.html</link>
      <description>در پای گوسفند، استخوان مکعب شکلی وجود دارد که سطح آن دارای پستی و بلندی است و اصطلاحاً به آن قاپ یا قاپک گفته ‌می‌شود. در گذشته یک نوع بازی یا سرگرمی تحت عنوان ‌قاپ‌بازی وجود داشته که با استفاده از استخوان قاپک گوسفند صورت ‌می‌گرفته است. ‌این مقاله به روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و با استفاده از داده‌های دست اول باستان‌شناسی در کاوش‌ها و بررسی‌های میدانی صورت گرفته است. هدف از‌این پژوهش، سیر تحول ‌قاپ‌بازی در هزاره اول پیش از میلاد در فلات ‌ایران ‌است. نتایج نشان ‌می‌دهد در تعدادی از محوطه‌های عصر آهن فلات ‌ایران به ویژه شمال و شمال غرب، تعدادی گور که بیشتر مربوط به کودکان و نوجوانان بوده، تعداد زیادی از‌این قاپ‌ها به دست آمده است. یافته‌ها نشان ‌می‌دهد اصول کلی بازی در دوره آهن تا دوره‌های بعد از آن نیز تغییر زیادی نداشته است و‌این مسأله را ساییده شدن استخوان قاپ‌ها به دلیل استفاده زیاد از آن‌ها ثابت ‌می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنگری در گاهنگاری شاهان ماد و سال‌شمار آن‌ها در نام‌نامه‌های اساطیری؛ نشانه‌هایی از تاریخ‌مندی اسطوره</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11559.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;باستان‌شناسی اساطیر&amp;amp;raquo; دریچه‌ای از مطالعات میان‌رشته‌ای است که در آن باستان‌شناس به واکاوی ریشه‌های یک اسطوره از منظر شواهد باستان‌شناختی می‌پردازد تا از میزان &amp;amp;laquo;تاریخ‌مندی&amp;amp;raquo; هسته آن اسطوره آگاهی به دست آورد. این مقوله پژوهشی به زنجیره&amp;amp;lrm;‌ای از اطلاعات مرتبط با علوم تاریخی، اسطوره‌شناسی، باستان‌شناسی و نیز آشنایی با دو نگرش مطالعاتی با نام‌های &amp;amp;laquo;رهیافت تاریخی&amp;amp;raquo;و &amp;amp;laquo;رهیافت فرهنگی&amp;amp;raquo; نیازمند است. وجود دو نام‌نامه پرجزئیات در گزارش‌های برگرفته از کتاب گم‌شده آسوریکا نوشته کتسیاس اهل کنیدوس که بقایای اطلاعات آن، عمدتا در کتاب دوم دیودور و کتاب اوسبیوس برجای مانده است، روی هم از وجود شاهانی پیش از شاهان نام برده شده از سوی هرودوت و یا موازی آنان یاد می‌کند که ناشناخته محسوب می‌شوند. این مقاله می‌کوشد تا در کنار تحلیل کیستی این اشخاص اسطوره‌ای، به یک گاه‌نگاری دقیق و ممکن برای آن‌ها دست یابد که هم با داده‌های آماری-تاریخی موجود در منابع مکتوب قابل هماهنگ و هم از منظر شواهد باستان‌شناختی میدانی، قابل دفاع باشد. این‌که سرآغاز و سرانجام این نام‌نامه‌ها منطبق بر کدام شخصیت‌ها و ادوار تاریخی‌ است، موضوعی است که در این نوشته با انجام آن، به تحلیل داده‌های مرتبط پرداخته می‌شود. پژوهش پیش‌رو نشان می‌دهد که آن‌چه برخی از نویسندگان درباره پیشینه قدمت و شخصیت‌های شاهانه ماد نوشته‌اند، این امکان را دارند تا از حیطه اساطیر، به بستر تاریخ‌ وارد شوند. این که از منظر باستان‌شناسی اساطیر، شواهدی از هم‌خوانی میان این داده‌های اساطیری و اطلاعات موجود در منابع مکتوب میان‌رودانی برقرار است، نتیجه‌ای است که این پژوهش کنونی به آن دست یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش‌های سوزنیِ نویافته در تخت‌جمشید(کاخ تچر و موزه تخت‌جمشید)</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11589.html</link>
      <description>نقش‌های سوزنی از مهمترین یادمان‌های تاریخی پس از روزگار هخامنشی در تخت‌جمشید به‌شمار می‌روند. این آثار، تاکنون در دو مکان یعنی کاخ تچر و کاخ ملکه(موزه تخت‌جمشید) مشاهده شده است. درباره‌ی این نقوش و انتساب تاریخی‌شان پژوهشگران فرضیاتی چند را ارائه داده‌اند. از جمله اهداف پژوهش حاضر علاوه بر پرداختن به پیشینه‌ی مطالعات انجام شده بر روی این آثار، معرفی نقش‌های سوزنی نویافته‌ای است که پیش از این گزارشی درباره آنها منتشر نشده است. اینکه این آثار به کدام دوره تاریخی تعلق دارند؟ پرسش اصلی پژوهش حاضر است. آنگونه که از نظر خواهد گذشت شش نقش به کاخ تچر و دو نقشِ سوزنی نیز مربوط به موزه تخت‌جمشید هستند. در یک نگاه کلی این نقوش در کاخ تچر بر جرز شمالی درگاه غربی تالار جنوبی و نیز جرز شمالی درگاه شرقی همان تالار(جنوبی) دیده می‌شوند؛ همچنین در این کاخ بر بخش پائین دیواره‌ی درگاه شمالی(جرز شرقی) در تالار میانی، طرحی از یک زن وجود دارد که می‌توان آن را در شمار نقوش سوزنی با هنر یونانی در نظر گرفت. در موزه تخت‌جمشید نیز دو نقش درست در تالار ستوندار اصلی این مکان دیده می‌شود. که دربردارنده‌ی همان هنری است که در دیگر نقوش سوزنی تاکنون معرفی شده است. باید اشاره داشت این پژوهش بر پایه‌ی مطالعات اسنادی و بررسی میدانی به‌انجام رسیده است. با توجه به مستندات پژوهش حاضر می‌توان این‌گونه ابراز داشت اغلب این نقوش مربوط به روزگار اوایل ساسانی است و تنها دو اثر دربردارنده‌ی هنری متفاوت است. که یکی یونانی و دیگری به هنر اسلامی وابسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی، مطالعه و ارزیابی ساختار فضایی و استخوان‌بندی شهرهای سیستان در دوران تاریخی</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11593.html</link>
      <description>سیستان واقع در شرقی‌ترین قسمت ایران‌زمین، بقایای از ایالتی کهن است که در طول تاریخ با عناوین مختلفی چون زرنکا، درنگیانا، سکستان و سیستان شناخته می‌شده است. این منطقه از اواسط هزاره چهارم ق.م تا زمان حاضر دارای شواهد استقراری می‌باشد که بسیاری از آنها بقایای شهرها کوچک و بزرگ باستانی است. منابع تاریخی، از دوران امپراتوری هخامنشیان تا پایان دوران ساسانی، از شهرهایی در منطقه سیستان یاد می‌کند که در زمان خود مرکز این ایالت شرقی بوده‌اند، ولی در حال حاضر مکان اصلی بسیاری از آنها نامشخص می‌باشد. از سوی دیگر عدم شناخت این شهرها، امکان مطالعه روند شهرسازی در این منطقه را دچار مشکل نموده است. در این راستا نگارندگان برآنند در راستای شناسایی مکان شهرهای اصلی سیستان در دوران تاریخی و ارزیابی ساختاری این شهرها، در ابتدا بر اساس رهیافت تاریخی محوطههای قابل تطبیق با شهرهای مذکور در منابع تاریخی را یافته و پس از آن با مشخص نمودن ویژگی-های معماری و شهرسازی هر یک از این شهرها، به بررسی روند شهرسازی دوران تاریخی سیستان باستان بپردازند. نتایج بیانگر آن است که از دوران هخامنشی تا پایان دوران ساسانی پنج شهر اصلی و مرکزی در سیستان شکل گرفته است. این شهرها شامل زارین ، پروفتازیا، اگریاسپی، رام‌شهرستان و زرنگ است که به ترتیب برابر با محوطه‌های دهانه غلامان، قلعه فراه، قلعه سام، تپه شهرستان و محوطه نادعلی می‌شوند. ساختار فضایی و الگوی شهرسازی در این گستره زمانی بارها تغییر نموده است و در نهایت منجر به ایجاد شهرهای بزرگ اواخر ساسانی و اوایل دوران اسلامی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهشی در ساختار معماری آتشکده نویافته کناری (کاکی)</title>
      <link>https://iaej.sku.ac.ir/article_11560.html</link>
      <description>آتشکده‌های ساسانی با پلان چهارتاقی، در برگیرنده سکوهای مرکزی با پایه‌های سنگی یا گچی پیرامون آن و پایه آتشدان‌هایی است که در مرکز بنا قرار دارد. به دلیل یکپارچگی مذهبی ساختار آتشکده‌ها در سرتاسر شاهنشاهی ساسانی به‌صورت یکسان شامل پلان چلیپایی و به‌صورت چارتاقی با دالان پیرامون بنا با مصالح بوم آورد است. مطالعات گسترده‌ای در خصوص ساختار آتشکده‌های ایران انجام شده است اما اطلاع چندانی در خصوص آتشکده‌های سواحل خلیج فارس وجود ندارد. در بررسی باستان‌شناسی سواحل شمالی خلیج فارس توسط نگارنده بقایای یک آتشکده ساسانی مورد مطالعه قرار گرفت. آتشکده کاکی به فاصله 4 کیلومتری جنوب شرقی شهر کاکی از توابع شهرستان دشتی، 11 کیلومتری شمال غربی روستای کناری در بخش بردخون از توابع بندر دیر و به-فاصله 27 کیلومتری شرق سواحل خلیج فارس در برگیرنده پلان چارتاقی و دالان پیرامون است که توسط حفاران غیر مجاز مورد کاوش غیر علمی قرار گرفته است. در درون این آتشکده و در بخش میانی چارتاقی، بقایای سکوی پیرامون آتشدان جلب توجه می‌نماید. مقاله حاضر با هدف مطالعه و مقایسه تطبیقی معماری آتشکده کاکی با آتشکده‌های مناطق مختلف ارایه شده است. این پژوهش بعنوان یک تحقیق بنیادی به دو روش اسنادی و میدانی انجام شده و تلاش دارد ضمن معرفی معماری بنای آتشکده کاکی، کاربری و تاریخ آنرا مورد دقت نظر قرار دهد. همچنین بنای آتشکده با نمونه های موجود مقایسه شده و نوع آتش فروزان در آن مطالعه گردد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
